چکیده
نظام آموزشی متمرکز در ایران با وجود تنوع گسترده فرهنگی، قومی و بومی در مناطق مختلف کشور، محتوای درسی نسبتاً یکسانی را برای تمامی مدارس ارائه میکند. این وضعیت میتواند فاصلهای میان محتوای کتابهای درسی ملی و تجربه زیسته دانشآموزان در بافتهای فرهنگی متنوع ایجاد کند. هدف این پژوهش، بررسی چالشهای محتوای کتابهای درسی ملی متمرکز در کلاسهای محلی در بستر تنوع فرهنگی بومی با رویکردی انسانشناختی است. روش پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش مردمنگاری آموزشی انجام شد. میدان پژوهش مدارس متوسطه استان مازندران (شهر آمل) بهعنوان نمونهای از بستر فرهنگی محلی در چارچوب آموزش متمرکز ملی بود. دادهها از طریق تحلیل محتوای کتابهای درسی تاریخ، فارسی و مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول و دوم، مشاهده کلاس درس، مصاحبه نیمهساختیافته با معلمان و یادداشتهای میدانی گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و تفسیر انسانشناختی انجام گرفت.یافتهها نشان داد که بازنمایی فرهنگ بومی در کتابهای درسی محدود است و میان محتوای رسمی و تجربه فرهنگی دانشآموزان فاصله معناداری وجود دارد. معلمان در تطبیق محتوای ملی با زمینه محلی با دشواری مواجهاند و تلاشهای آنان برای ایجاد پیوند فرهنگی اغلب فردی و محدود است. همچنین تجربه زیسته و گنجینههای دانشی فرهنگی دانشآموزان در ساختار رسمی آموزش جایگاه اندکی دارد. نتایج پژوهش نشان میدهد که برای افزایش معناداری یادگیری و اثربخشی تدریس در بستر تنوع فرهنگی، بازنگری در رویکرد برنامه درسی متمرکز و توجه به دانش فرهنگی بومی در طراحی محتوا و روشهای تدریس ضروری است.
کلیدواژهها
موضوعات