چکیده
نارساخوانی بهعنوان شایعترین نوع ناتوانی یادگیری، با مشکلات پایدار در خواندن، هجی کردن و رمزگشایی کلمات مشخص میشود. این اختلال با منشأ عصبزیستشناختی، پیامدهای گستردهای از جمله مشکلات هیجانی، اجتماعی و تحصیلی به همراه دارد. معلمان ابتدایی بهعنوان اولین شناساییکنندگان، نقش کلیدی در تشخیص زودهنگام و ارجاع دارند، اما ناآگاهی آنها میتواند منجر به تأخیر در مداخلات و آسیبهای روانشناختی شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی، دانش ۱۵۲ معلم ابتدایی از استانهای مختلف ایران را با استفاده از پرسشنامه ۲۹ گویهای آگاهی از نارساخوانی (Yin et al., 2020) سنجید. نتایج نشان داد میانگین دانش معلمان ۱۹٫۳۷ از ۲۹ (۶۶٫۸٪ پاسخ صحیح) است؛ بالاترین عملکرد در خرده مقیاس علائم و تشخیص (۷۸٫۶٪) و پایینترین در اطلاعات عمومی (۵۹٫۲٪) مشاهده شد. معلمان با علائم کلاسی مانند مشکلات رمزگشایی و املا آشنا بودند (بالای ۸۰٪)، اما در مورد ارثی بودن (۲۲٫۴٪)، تفاوتهای مغزی (۲۹٫۶٪) و مزمن بودن اختلال (۵٫۹٪) دانش محدودی داشتند. باورهای نادرست رایج شامل مؤثر بودن درمان دارویی (۷۳٪ نادرست) و تمرینات چشمی (۸۰٫۹٪ نادرست) بود. همچنین، تنها ۱۳٫۸٪ انطباقهای آموزشی را عادلانه میدانستند. تفاوت جنسیتی جزئی در نمره کل (036/0p=) وجود داشت، اما مدرک تحصیلی و وضعیت استخدام تأثیری نداشتند. در مقایسه با مطالعات جهانی، دانش معلمان ایرانی متوسط است و نیاز به برنامههای آموزشی تخصصی برای کاهش باورهای نادرست و تقویت نگرشهای حمایتی تأکید میشود. این پژوهش بر ضرورت ادغام محتوای نارساخوانی در برنامههای تربیت معلم برای حمایت از آموزش فراگیر دلالت دارد.
کلیدواژهها
موضوعات