بررسی تناسب محتوا و شیوه‏های آموزش حسابداری (کارشناسی ارشد) با مهارت‏های مورد نیاز بازارکار: از دیدگاه دانشجویان، اساتید دانشگاه و اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مدیرگروه و عضو هیات علمی دانشگاه کردستان

چکیده

هدف: هدف کلی این پژوهش بررسی تناسب محتوا و شیوه‏های آموزش حسابداری در مقطع کارشناسی ارشد با مهارت‌های موردنیاز در بازار کار است.
روش: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید دانشگاه، دانشجویان مقطع دکترای حسابداری و اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران در سال 96-1395 است. پژوهش حاضر از لحاظ نوع و ماهیت تحقیق، از نوع توصیفی و پیمایشی است. داده‌های این پژوهش با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای متناسب با حجم هر طبقه 658 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب گردید و در نهایت 458 پرسشنامه جمع‌آوری شده است. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. داده­های پژوهش پس از جمع‌آوری با استفاده از نرم‌افزار آماری spss تحلیل شدند. درنتیجه برای تجزیه‌وتحلیل اختلاف ناشی از دیدگاه‌های طیف جامعه آماری از آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه استفاده شده است. روایی این ابزار با توجه به نظرات گروهی از اساتید و صاحب‌نظران، پس از اعمال نقطه‌نظرات اصلاحی آنان، به اثبات رسید و در ارزیابی پایایی پرسشنامه، از آزمون آلفای کرونباخ (0.76) استفاده شده است.
یافته­ها: نتایج پژوهش نشان می‏دهد که محتوای آموزشی برنامه حسابداری جهت آماده‏سازی فارغ‏التحصیلان برای انجام وظایف ابتدایی حسابداری شرکت‏ها مناسب است. لیکن این محتوا در آماده‏سازی دانشجویان برای انجام وظایفی با مهارت‏هایی در سطوح بالاتر مانند حسابرسی، طراحی سیستم و تصمیم‌گیری کافی و مناسب ناست.

کلیدواژه‌ها


مقدمه و بیان مسئله

آموزش یک امر بسیار مهم برای پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی و همچنین پیشرفت آموزش عالی به‌حساب می­آید؛ و تأکید بر بهبود کیفیت و کارایی و نوآوری در زمینه عرضه آموزش باعث برطرف کردن و توسعه نیازهای فردی و انطباق با نیازهای جامعه و توسعه و رفع نیازهای آینده می­شود (Wang, Liu, and Qin, 2018). نظام آموزشی حسابداری در هر کشوری با توجه به نیازهای بومی همان کشور تدوین می­شود. چنان چه بریستون در این زمینه اظهار دارد که هر کشوری ویژگی­های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خودش را دارد و به‌احتمال‌زیاد هدف­های نیازهای اطلاعاتی مدیران اقتصادی هر کشور نسبت به کشور دیگر متفاوت است در نتیجه هر کشوری باید سیستمی متناسب با نیاز­های خود طراحی و اجرا کند (Nonahalnahr, Salteh, and Hamdollahi, 2014). تحقیقات متعددی در سنوات اخیر در حوزه علل ناکارآمدی آموزش­های دانشگاهی حسابداری جهت آماده‌سازی دانشجویان انجام شده است که نتایج مربوط اغلب بر این موارد تأکید دارند که اولاً رشته حسابداری نتوانسته خود را همگام با پیشرفت­های دیگر علوم بروز کرده و ثانیاً در شیوه آموزش و انتقال همین معلومات حسابداری به دانشجویان در دانشگاه­ها نیز خلاء­های ملموسی وجود دارد. به عبارت ساده­تر درحالی‌که از یک‌سو ما با مازاد نیروهای دارای مدرک دانشگاهی مواجه هستیم در سمت دیگر کارفرمایان ما در بازار از کمبود حسابداران متخصص شکایت می­کنند. ازآنجایی‌که فارغ­التحصیلان رشته­های فنی و پایه مذکور فقط می­بایست در بازار کار، آموخته­های دانشگاهی خود را به کار بگیرند و اغلب نیاز به مهارت اضافی دیگری ندارند، از فارغ‌التحصیلان رشته حسابداری که عمدتاً آموزش­های دانشگاهی آن‌ها به شیوه صحیح دفترداری منحصر می­شود، انتظار می­رود که علاوه بر موارد مذکور چالش­های مرتبط با پایگاه داده­ها، نرم‌افزار­های کامپیوتری، قوانین مالیاتی، بیمه و غیره را نیز مدیریت نمایند (Salehi, Nasirzadeh, and Rostami, 2014). بااین‌حال علیرغم نقش مؤثر حسابداری در تصمیم­گیری­های اقتصادی و مالی، جایگاه و موقعیت حسابداری در ایران به‌عنوان یک علم دانشگاهی و ابزار تصمیم­گیری بنا به دلایلی مانند ابهام نقش علمی رشته حسابداری در حل مشکلات مالی و عدم وجود سازمان­های مستقل حرفه‌ای غیردولتی و عدم ارتباط صنفی مستمر بین اعضای حرفه‌ای مناسب نیست و حتی آمارها نشان می­دهد که بسیاری از دانشجویان تمایل خود را برای ادامه تحصیل و اشتغال در حرفه حسابداری از دست داده­اند. (Rezaie, 2016) درنتیجه تحت نقش دوگانه دانش و عمل، ما باید استعدادهای جامع و برنامه­های کاربردی را پرورش دهیم و به بهینه­سازی ساختاری و تخصیص منطقی در محیط آموزشی توجه بیشتری کنیم و به‌طور فعال نوآوری و اصلاح شیوه تدریس را موردبررسی قرار دهیم و استعدادهای حسابداری بیشتری را برای جامعه و بازار کار در عمل، آموزش دهیم (Zhang, 2018). ایجاد یک سیستم نظارت برای کیفیت آموزش (سیستم نظارت تدریس) بخش مهمی از هدایت و استانداردسازی سطح آموزش در دانشگاه‌ها و تنظیم کیفیت تدریس است و همچنین یک پیوند مهم برای تضمین پیشرفت صحیح در کار آموزش در کالج‌ها و دانشگاه‌ها محسوب می­شود. معلمان جوان بااحساس مسئولیت قوی و سطح بالای زمان با اعضای نظارت هماهنگ خواهند شد تا نظارت تدریس دوره‌های حرفه‌ای را در ابتدا، میانه و انتها بر عهده بگیرند؛ که این نظارت شامل نظارت بر یادگیری دانش­آموز، نظارت بر مدیریت، نظارت بر مقالات و آزمون­ها و نظارت بر پایان­نامه­ها است (Wang, Liu, and Qin, 2018). درواقع آموزش دانشجویان حسابداری بایستی به شکلی انجام گیرد که آنان را برای خدمت به سازمان­ها در حال و آینده آماده سازد. وجود فاصله احتمالی در حسابداری مدیریت میان نظر و عمل، ممکن است بیانگر آن باشد که اساتید دانشگاه آخرین روش­ و مفاهیم حسابداری مدیریت را آموزش نمی­دهند و یا مفاهیم و روش‌های سنتی را از برنامه آموزشی خود حذف کرده­اند.(Novin, Person, and Sedge, 1990) درنتیجه نیاز است که آموزش­ها و سیستم­های حسابداری در دانشکده­های محلی و دانشگاه­ها اصلاح گردد که بر این اساس (Wang, Liu, and Qin, 2018) دلایلی را برای اصلاح آموزش و سیستم حسابداری بیان می­کنند که به شرح زیر بیان است: 1) عدم انطباق عرضه و تقاضای فارغ­التحصیلان رشته حسابداری، به نظر آن‌ها میزان عرضه حسابداران عمومی بیشتر میزان تقاضا برای آن‌ها است و هم‌چنین عرضه حسابداران ارشد کمتر از نیاز جامعه است به‌طوری‌که انتظار می­رود تا پنج سال آینده جامعه نیاز بیشتری به مدیران ارشد مالی داشته باشد. 2) تأمین ناکافی پرسنل­های حسابداری، آن‌ها یکی از دلایل اصلی اصلاح سیستم حسابداری را عرضه حسابدران کم کیفیت و غیر کارآمد می­دانند. به نظر آن‌ها حسابداران ممکن است در آینده با کشور­های خارجی معامله کنند در نتیجه باید روش معامله با کشورهای خارجی را به‌خوبی یاد بگیرند و همچنین بتوانند اطلاعات حاصل از فن­آوری­های جدید را به‌خوبی پردازش کنند تا با توسعه داداه­های بزرگ و فن­آوری جدید. اطلاعات حسابداری مالی بتوانند با دیگران در این عرصه به رقابت بپردازند در نتیجه جامعه به‌حسابدارانی نیاز دارد که هم در زمینه حسابداری و هم در زمینه فن­آوری اطلاعات ارز مهارت کافی برخوردار باشند. حسابداران قادر به تصمیم‌گیری و مدیریت هستند. آن‌ها با استفاده گسترده از سیستم اطلاعات حسابداری رایانه­ای می‌تواند اکثر کارهای حسابداری را کامل کند و همچنین اطلاعات حسابداری بیشتری را ارائه دهد. 3) روش‌های منسوخ‌شده آموزش و کارایی و کیفیت پایین آموزش حسابداری، به نظر آن‌ها دانشگاه­ها و دانشکده­های محلی منبع عناصر منسوخ‌شده آموزشی هستند و از لحاظ کارایی و کیفیت آموزش در سطح پایینی قرار دارند. معلمان، سیستم آموزشی و امکانات آموزشی از عناصر اصلی تولید آموزش محسوب می­شوند که این‌ها دقیقاً کاستی­های تدریس حسابداری در دانشگاه‌ها به‌حساب می­آید. در حال حاضر بسایری از معلمان دانشگاهی به مدرک دکتری و دستاورد­های دانشگاهی نیاز دارند. علاوه بر این، ازآنجاکه ترویج عناوین حرفه‌ای معلمان دانشگاهی اصولاً مبتنی بر تحقیقات نظری، بسیاری از معلمان بیشتر زمان و انرژی خود را در تحقیقات نظری صرف می­کنند و غافل از مطالعه روش‌های کلاسی و مدل‌های آموزشی می­شوند. همچنین سیستم برنامه درسی قدیم نیز یک دلیل مهم برای کارایی پایین حسابداران است که اکثر حسابداران کشور از همان سیستم استفاده می­کنند. همچنین به‌طورکلی، دانشگاه­ها و دانشکده­های محلی دارای توانایی محدودی برای به دست آوردن بودجه آموزش هستند، بنابراین آن‌ها بیشتر مایل به سرمایه‌گذاری محدود در رشته‌های علمی و مهندسی هستند که می‌توانند منافع خود را در کوتاه‌مدت تأمین کنند. درنتیجه به‌طور واضح مشخص است که سرمایه­گذاری برای تدارک منابع برای حسابداری کافی نیست و تخصیص غیرمنطقی منابع آموزشی به حسابداری نسبت به سایر رشته­ها باعث کم کارآمدی و کیفیت پایین آموزش در این حرفه خواهد شد.

 محتوای دروس حسابداری باید بر اساس تقاضای بازار، نه بر اساس علایق دانشگاه تعیین شود. هدف علم حسابداری آموزش حسابداری نیست بلکه آموزش به دانشجویانی است که حسابدار می‏شوند. پیشرفت‏های فنی و علمی در زمینه حسابداری ازیک‌طرف و رشد شتابان اقتصادی از طرف دیگر این نیاز را به وجود آورده است که حرفه حسابداری به‌سرعت خود را با شرایط تطبیق دهد و به‌عنوان یک دانش تخصصی مطرح گردد، این تحولات ناشی از تغییراتی است که در نیازهای جامعه به وجود آمده و پاسخ ندادن به‌موقع به تغییراتی که در نیازهای جامعه به وجود می‏آید نتایج مخربی را به دنبال خواهد داشت. به‌عنوان‌مثال با شکل‌گیری انقلاب صنعتی در دنیا و افزایش رقابت بین تولیدکنندگان و نیاز شدید مدیران به اطلاعات مربوط به هزینه‏های تولیدی، دانش حسابداری موضوع جدیدی تحت عنوان حسابداری بهای تمام شده را به دامنه­ی خود اضافه نمود و متناسب با نیازها گسترش یافت (Bahrami nasab and Akhlaghi, 2012). با توجه به تغییرات محیط تجاری و پیشرفت سریع فناوری و جهانی‌شدن بازارها، نقش حسابداران کنونی از تهیه اطلاعات به تهیه و تفسیر اطلاعات گوناگون اعم از مالی و غیرمالی برای استفاده‌کنندگان درون‌سازمانی و برون سازمانی تغییر یافته است (Dehghan dehnavi, Mahmood, and Saba, 2012). ازاین‌رو آموزش‏های دانشگاهی باید فارغ‌التحصیلان را به‌گونه‌ای آماده نماید که بتوانند وظایف زیر را انجام دهند: 1- برای ورود به حرفه حسابداری و حسابرسی موفق باشند. 2- مهارت‌های اولیه لازم جهت تداوم در حرفه حسابداری و حسابرسی را به‌گونه‌ای داشته باشند که حرفه‌ای باشند. 3- فارغ‌التحصیلان باید از دانش‏های زمینه‌ای و مهارت‏هایی برخوردار باشند تا بتوانند برای ایفای نقش سازمانی و تعامل‏های فردی و گروهی در طول عمر کاری خود در مشاغل مختلف آماده باشند (Rezai and Ghorbani, 2012).

     دانشی که از حسابدار در بازار کار انتظار می‏رود از اعمال ساده‏ای همچون دفترداری و هزینه‌یابی شروع می‏شود تا به مهارت‌های حرفه‌ای و پژوهشی مانند حسابرسی و طراحی سیستم حسابداری ادامه می‏یابد. (Rezaie, 2016) با توجه به ماهیت عملی بودن حسابداری، ما باید نقش مهم آموزش در عمل را از نقطه‌نظر ایدئولوژیک به رسمیت بشماریم. درنتیجه باید زمان آموزش‌های حسابداری به شکل عملی افزایش یابد و بین آموزش­های عملی و تئوری توازن برقرار شود و درواقع جنبه تئوری و عمل با هم ترکیب شود. درعین‌حال، در تدریس عملی، اساتید باید دانشجویان را به‌درستی هدایت کنند و همچنین تأکید دانشجویان را بر جنبه‌های عملی را بیشتر و الزامات سخت‌گیرانه در تدریس را بهبود بخشند تا دانشجویان بتوانند از طریق تمرین درس‌های خوبی کسب کنند و به مهارت بالادست یابند (Yang, Zhang, and Liang, 2018).

    درنتیجه روش‌های متفاوتی برای آموزش حسابداری وجود دارد که شامل روش‌های سنتی و روش‌های مدرن است. روش‌های سنتی به روش‏هایی گفته می‏شود که سال‏ها مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه‏ها از آن استفاده کرده و در حال حاضر هم یکی از متداول‏ترین روش‏ها محسوب می‏گردند برخی ازاین‌روش‏ها عبارتند از: حفظ و تکرار، سخنرانی، کتاب محوری و ... و روش‌های نوین آموزش حسابداری شامل روش یادگیری مشارکتی، روش واحد پروژه و آموزش با تکنولوژی­های روز دنیا است (Rezaie, 2016). (Salehi, Nasirzadeh, and Rostami 2014) در پژوهشی به بررسی چالش­های آموزش حسابداری در ایران از دید شاغلین حرفه و مراجع دانشگاهی پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان داد که پاسخ‌دهندگان معتقدند سیستم کنونی آموزش حسابداری نتوانسته معلومات کافی درباره نحوه به‌کارگیری و بهره­مندی از عمده ابزار­های تکنولوژی اطلاعاتی روز را به دانشجویان انتقال دهد. Nonahalnahr, Salteh, and Hamdollahi, 2014)) در پژوهشی به بررسی ارزیابی تأثیر آموزش حسابداری (آموزش دانشگاهی و دوره­های ضمن خدمت) و تجربه بر قضاوت حرفه‌ای حسابرسان پرداختند. نتایج آن‌ها نشان می­دهد که آموزش حسابداری (آموزش دانشگاهی و دوره­های ضمن خدمت) بر قضاوت حرف­ای حسابداران تأثیر مثبت و معناداری دارد. (Baghumian, and Rahimi Baghi, 2011) در پژوهشی به بررسی موانع پیشرفت آموزشی در ایران پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان داد که عدم استقبال رتبه­های برتر آزمون­های ورودی به دلیل عدم گزینش علمی مناسب دانشجویان در بدو ورود به رشته تحصیلی حسابداری، چند شغله بودن استادان رشته حسابداری و نیز عدم تسلط استادان و دانشجویان حسسابداری به زبان انگلیسی و فناوری اطلاعات، به‌عنوان موانع پیشرفت آموزش حسابداری در ایران مورد تأیید قرار گرفته است. (Bashiri manesh, and Shahrokhi, 2012) در پژوهش خود با عنوان ارزیابی درک دانشجویان حسابداری از تجربه یادگیری دروس دانشگاهی به این نتیجه رسیدند که دانشجویان رشته حسابداری دارای سطح مناسبی در رابطه با مبانی حسابداری برخوردارند ولی سطح یادگیری آن‌ها در رابطه با سایر مباحث مربوط به حرفه یا مسائل روز حرفه مناسب نیست (Mojtahedzadeh, and Alawi Tabari, 2010) به بررسی دانش و مهارت‌های موردنیاز برای دانش‌آموختگان مقطع کارشناسی حسابداری دیدگاه استادان دانشگاه، شاغلان در حرفه و دانشجویان حسابداری (بررسی موردی استان آذربایجان غربی) پرداخته‌اند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که به‌رغم تفاوت در میانگین کفایت ارائه دانش و مهارت‌ها با برنامه‏های کنونی آموزش حسابداری، از دیدگاه پاسخ‌دهندگان برنامه‏های کنونی آموزش حسابداری در ارائه دانش و مهارت‏های موردنیاز به دانش‌آموختگان، کفایت لازم را ندارد. همچنین شکاف بین سطح اهمیت دانش و مهارت‌ها سطح کفایت ارائه آن با برنامه‏های کنونی آموزش حسابداری، معنی‌دار است. ((Vakilifard and Rahnamay Roodposhti, 2012 در پژوهشی به بررسی و تعیین دیدگاه­های دانشجویان، اساتید دانشگاه و شاغلین در حرفه نسبت به اولویت­های گرایش­های تخصصی حسابداری، محتوای دروس تخصصی حسابداری، میزان واحد­های دروس تخصصی و مؤثرترین روش تدریس حسابداری به‌منظور تدوین چارچوبی برای برنامه­ریزی رشته حسابداری در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری با استفاده از روش آماری تحلیل عاملی با کمک داده­ها فازی پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان می­دهد که بین دیدگاه­های طیف جامعه آماری نسبت به پنج مؤلفه موردبررسی فوق­الذکر تفاوت معناداری وجود داشته و درحالی‌که مدرسین حسابداری به حسابداری مالی و دانشجویان مقاطع تکمیلی به حسابداری مدیریت بیشتر بها می‌دادند، شاغلین حرفه، پرداختن به مباحث حسابرسی را اولویت مباحث آموزشی در راستای تأمین نیازهای جامعه مالی ایران عنوان کرده­اند. Arab Mazar yazdy, and Hojat sani, 2007)) در زمینه ضرورت بازنگری جایگاه سیستم­های اطلاعاتی حسابداری در آموزش و حرفه اظهار می­دارد که برنامه آموزش حسابداری نیاز به اصلاحات جدی در این زمینه دارد و به هر شکل ممکن باید دروس مختلفی در برنامه سطوح کارشناسی ارشد حسابداری بر پایه مباحث مربوط به سیستم­های اطلاعاتی حسابداری گنجانده شود.

(Mashayekhi and Noravesh, 2005) در پژوهش خود به تعیین نیازها و اولویت­های آموزشی حسابداری مدیریت و بررسی فاصله ادراکی بین دانشگاهیان و شاغلین در حرفه حسابداری پرداخته و نتیجه‌گیری نموده که شاغلین حرفه در مورد روش‌های مورداستفاده در سازمان بیشتر به روش‌های سنتی حسابداری مدیریت توجه داشته­اند و در مورد مهارت‌های موردنیاز برای فارغ‌التحصیلان جدید حسابداری که وارد مشاغل حسابداری مدیریت می­شوند از دیدگاه هر دو گروه موردمطالعه، مهارت‌های حل مسئله را بالاترین اولویت بیان داشته­اند. (Noravesh, 2003) بررسی فرآیند تغییر برنامه درسی و پیشنهاد یک برنامه درسی نوسازی شده برای دوره کارشناسی رشته حسابداری پرداخت. وی عناصر اصلی فرآیند تغییر برنامه درسی یعنی تشخیص نیاز برای تغییر، مشخص کردن تغییرات موردنیاز، طراحی برنامه، کسب پذیرش عمومی، اجرای برنامه و سنجش نتایج را مورد تحلیل قرار داد و بیان کرد که برای پاسخگویی به نیازهای محیط در حال تغییر در برنامه درسی دانشگاهی باید تغییراتی لحاظ و برنامه نوسازی شود.

Yang, Zhang, and Liang, 2018)) در پژوهشی به بررسی اصلاحات و نوآوری و آموزش­های دستی حسابداری پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان می­دهد که آموزش دانش­آموزان در ابتدا باید منطبق با نیاز­های جامعه باشد و با انجام کارآموزی و تمرین­های مستمر با آن‌ها اجازه دهید که بتوانند روند واقعی مالی شرکت­های بزرگ را شبیه‌سازی کنند تا پس از فارغ­التحصیلی توانایی انجام کارهای مالی را داشته باشند. (Sugahara and Lau, 2018) در پژوهشی به تأثیر یادگیری مبتنی بر بازی مدیریت به‌عنوان یک ابزار یادگیری تجربی بر آموزشی حسابداری و کسب­و­کار پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان می­دهد که بازی مدیریت خود به‌عنوان یک ابزار یادگیری تجربی برای آموزش حسابداری و کسب­و­کار است. (Wang, Liu, and Qin, 2018) در پژوهشی به بررسی نوآوری و شیوه آموزش کاربردی استعدادهای حسابداری در دانشکده­های محلی و دانشگاه­ها بر اساس اصلاحات جانبی عرضه پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان می­دهد که دانشکده­ها و دانشگاه­های محلی باید به سمت نیازهای اجتماعی هدایت شوند و مهارت‌های موردنیاز جامعه را پرورش دهند، زیرا فقط از این راه می­شود در رقابت شدید پیشرفت کرد. دانش حرفه‌ای و برخی مهارت‌های عملی عمدتاً از طریق یادگیری در کلاس درس به دست می‌آید، درحالی‌که تسلط دانش حرفه‌ای و پرورش توانایی‌های نوآوری عمیق از طریق مشارکت در مسابقات رشته‌ای سطح بالا باید حاصل شود. این رقابت نه‌تنها کمک می‌کند تا مهارت‌های حرفه‌ای دانش آموزان را افزایش دهد، بلکه رقابت اصلی آن‌ها را در عمل بهبود می‌بخشد، بلکه کمک می‌کند تا گزینه‌های بیشتری برای توسعه حرفه‌ای دانش آموزان فراهم شود (Tan, 2012) در پژوهشی تحت عنوان تأثیر آموزش حسابداری و استدلال اخلاقی بر قضاوت حرفه‌ای حسابرسان پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان می­دهد که تحصیلات دانشگاهی بر قضاوت حرفه‌ای حسابرسان بخصوص در افشاء اطلاعات مؤثر است و همچنین تحصیلات دانشگاهی در آماده‌سازی دانشجویان حسابداری برای ورود به حرفه حسابداری کمک می­کند. (Ragothaman, Lavin and Davies, 2007) با مطالعه نظر شاغلان در حرفه و استادان دانشگاه درباره دانش و مهارت‌های موردنیاز برای دانش‌آموختگان رشته حسابداری بیان کردند که دانش‌آموختگان حسابداری به‌منظور موفقیت در تجارت الکترونیکی به دانش عمومی، فناوری، دانش سازمانی و دانش تجاری نیاز دارند. از نظر شاغلان در حرفه، مهارت‌های ذهنی و از نظر استادان دانشگاه، مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های بین فردی، دانش حسابداری و توانایی رهبری از اولویت برخوردار بودند (paisey, 2010) نقش دوره کارآموزی را در توسعه مهارت‌های دانشجویان حسابداری موردبررسی قرار داد. وی با مقایسه دیدگاه‌های دانشجویان شرکت‌کننده در دوره کارآموزی و دانشجویانی که در این دوره شرکت نکرده بودند، بیان کرد که دوره کارآموزی ابزار آموزشی سودمندی در ایجاد مهارت‌های انتقال‌پذیر در دانشجویان است؛ بنابراین گنجاندن دوره کارآموزی در برنامه درسی دانشگاهی حسابداری می‌تواند سودمند باشد. همچنین معایب و محاسن دوره کارآموزی از دیدگاه دانشجویان و شاغلان در حرفه نیز موردبررسی قرار گرفت. (Line, Xiong and Liu, 2005) با بررسی نظر شاغلان در حرفه، استادان دانشگاه و دانشجویان، به‌منظور تعیین دانش و مهارت‌های موردنیاز برای دانش‌آموختگان رشته حسابداری بیان کردند که موقعیت کنونی آموزش حسابداری در چین برای ایجاد دانش و مهارت‌های موردنیاز راضی‌کننده نیست. پاسخ‌دهندگان از ارائه دانش و مهارت‌های موردنیاز توسط برنامه‌های کنونی آموزش حسابداری، رضایت نداشتند. به‌عنوان نتیجه لین و همکاران بیان کردند که اصلاح برنامه آموزش حسابداری، نه‌تنها ضروری بلکه الزام‌آور است. (Blazey, Ashiabor and Janu, 2008) دیدگاه‏های شاغلان در حرفه، استادان دانشگاه و دانش‌آموختگان رشته حسابداری را به‌منظور تعیین مهارت‌های اساسی برای دانش‌آموختگان رشته حسابداری را به‌منظور تعیین مهارت‌های اساسی برای دانش‌آموختگان این رشته موردبررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که به‌رغم تأکید بر اهمیت مهارت‌های ذکرشده توسط سه گروه، بین دیدگاه‏های انان تفاوت‌هایی وجود دارد. شاغلان در حرفه بر داشتن مهارت‌های فکری و بین فردی، دانش‌آموختگان رشته حسابداری بر داشتن مهارت‌های ارتباطی فکری و بین فردی، دانش‌آموختگان رشته حسابداری بر داشتن مهارت‌های ارتباطی و بین فردی و استادان دانشگاه بر داشتن. مهارت‌های فکری، خود مدیریتی، ارتباطی و بین فردی تأکید فراوان داشتند. مهارت‏هایی که از یک حسابدار انتظار می‏رود برآن تسلط داشته باشد. شامل مهارت‌های پایه، حسابداری مؤسسات و شرکت‏ها و همچنین مهارت‌های فنی که شامل بودجه‌بندی و حسابداری مدیریت است و مهارت‌های حرفه‌ای که وظایف حسابرسی، تصمیم‌گیری و گزارشگری را شامل می‏شود و مهارت‌های پژوهشی که مهارت‌های تحلیلی و طراحی سیستم و مشاوره­ی حرفه‌ای مستقل را در بر می‏گیرد. این مهارت‏ها را می‏توان با توجه به پیچیدگی و توانایی تحلیل آن‌ها در نظر گرفت.

 درنتیجه هدف اصلی پژوهش این است که مشخص شود، محتوا و شیوه‏های آموزش حسابداری تا چه اندازه در آماده‌سازی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد برای ورود به بازار کار مطابق با شرایط اقتصادی و تکنولوژی امروزی موفق بوده است؛ و همچنین مشخص نمودن روش‌های تدریسی که در یادگیری و به‌کارگیری حسابداری تاثیرگذاراند و ارائه پیشنهادهایی که در نیل به این اهداف مؤثر است.

 

فرضیه­های پژوهش

با توجه به مطالب گفته شده فرضیه­های پژوهش به شرح زیر تعیین می­شود:

فرضیه اوّل: تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های پایه شامل حسابداری شرکت‏ها و مؤسسات، وجود ندارد.

فرضیه دوّم:تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های تکنیکی مانند حسابداری مدیریت و بودجه‌بندی، وجود ندارد.

فرضیه سوّم: تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های حسابرسی، تصمیم‌گیری و گزارشگری، وجود ندارد.

فرضیه چهارم: تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های پژوهشی شامل تجزیه‌وتحلیل و طراحی سیستم حسابداری، وجود ندارد.

 

روش شناسایی پژوهش

هدف اصلی این پژوهش بررسی کردن محتوای آموزش حسابداری (کارشناسی ارشد) متناسب با نیاز بازار کار است که دراین‌ارتباط اطلاعات دروس ارائه‌شده در دانشگاه‏های دولتی ایران موردبررسی قرار می‏گیرد. به‌منظور تدوین مبانی نظری و مفاهیم اساسی موضوع این پژوهش، محقق از روش کتابخانه‏ای و برای جمع‌آوری سایر اطلاعات موردنیاز پژوهش از روش میدانی (پرسشنامه) استفاده شده است. پرسشنامه پژوهش بر اساس طیف لیکرت طراحی‌شده است؛ و برای آزمون پایایی پژوهش از روش آلفای کرانباخ استفاده شد؛ و با استفاده از آنالیز واریانس فرضیه‏های پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفتند. جامعه موردمطالعه شامل اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران، دانشجویان مقطع دکترای حسابداری و اساتید دانشگاه است. جامعه آماری این پژوهش به 3 طبقه تقسیم شده و با توجه حجم هر طبقه و با استفاده از جدول کرجسی – مورگان سه گروه نمونه انتخاب و 458 پرسشنامه جمع­آوری شدند. دوره پژوهش در طی سال تحصیلی 96-1395 بوده است. اعتبار محتوایی پرسشنامه در مرحله ممیزی از طریق توزیع مقدماتی پرسشنامه اولیه، بین گروهی از شاغلین در حرفه حسابداری در مؤسسات مختلف و نیز گروهی از اعضای هیئت‌علمی ‌دانشگاه‌ها مورد آزمون قرار گرفت. پاسخ‌های دریافت شده دلگرم‌کننده و آموزنده بود. درنتیجه تغییرات کوچکی در بعضی از اقلام پرسشنامه داده شد تا قابلیت درک بیشتری پیدا کند و به درجه بالایی از اعتبار محتوایی و قابلیت اطمینان دست یابد. پرسشنامه نهایی پژوهش متشکل از سه قسمت اصلی است. در قسمت اوّل که در ارتباط با اطلاعات جمعیت‌شناسی است، از پرسش‌شوندگان خواسته شد که به سؤالاتی در ارتباط با اطلاعات شخصی خود پاسخ دهند. قسمت دوّم در ارتباط با تناسب محتوای آموزش حسابداری با مهارت‌های حسابداری است. ازآنجاکه ممکن بود هر یک از پرسش‌شوندگان جزئیات هر درس را به خاطر نداشته باشند، برای مقابله با این مشکل بالقوه، علاوه بر نام درس، شرح مختصری از محتوای هر درس نیز ارائه شد. در جدول شماره 1 لیست دروس ارائه‌شده در مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری آمده است. در قسمت سوّم پرسشنامه از پاسخ‌دهندگان در خصوص نظر آنان در مورد برنامه‏ها و روش‌های تدریس جدید سؤال می‏شود؛ که مشخص شود به نظر آن‌ها چه تغییراتی در برنامه‏ آموزشی جهت آموزش و ارتقاء سطح علمی تأثیرگذار است؛ و همچنین به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‏های گردآوری شده از نرم‌افزار spss21 استفاده شده است.

 

 

 

 

 

جدول (1): لیست دروس ارائه‌شده در مقطع کارشناسی‌ارشد رشته حسابداری

تعداد واحد

 

نام درس

3

 

سیستم‏های اطلاعاتی حسابداری

3

 

سیستم‏های حسابداری

3

 

حسابداری دولتی پیشرفته

2

 

حسابرسی پیشرفته

3

 

تئوری حسابداری 1

3

 

حسابداری مدیریت

3

 

تصمیم‌گیری در مسائل مالی

3

 

تئوری حسابداری 2

2

 

مسائل جاری حسابداری

3

 

بررسی موارد خاص در حسابداری

4

 

پایان‌نامه

 

روایی و پایایی پرسشنامه

در این بررسی از روایی محتوایی استفاده شده است. برای برآورد میزان روایی پرسشنامه و سؤالات مطروحه در آن، از نظر خبرگان، کار شناسان و اساتید مسلط به موضوع پژوهش و پرسشنامه استفاده می‌شود. برای بررسی سؤالات نظرسنجی و لیکر تی با فواصل یکسان بیشتر از روش آلفا کرونباخ استفاده شد؛ بنابراین برای بررسی پایایی این پرسشنامه هم ازاین‌روش استفاده شد. بررسی مقادیر پایایی متغیرها و پایایی ابعاد نشان داد که مقدار آلفای کرونباخ متغیرهای پرسشنامه 76/0 است. با توجه به اینکه پایایی فراتر از ۰ / ۷۰ مطلوب است، بنابراین با توجه به نتایج جدول شماره (2) می‌توان گفت که پرسشنامه از پایایی بالایی برخوردار است.

 

جدول (2): بررسی میزان پایایی به روش همسازی درونی (آلفای کرونباخ)

متغیر

 

تعداد سؤال

 

ضریب آلفای کرونباخ

تناسب محتوی و شیوه­های آموزش حسابداری

 

45

 

76/0

 

همچنین تعداد پرسشنامه­های ارسالی و دریافتنی به شرح زیر است:

 

جدول (3): تعداد پرسشنامه­های ارسالی و دریافتی از آزمودنی­ها

نمونه

 

تعداد پرسشنامه‌های ارسالی

 

تعداد پرسشنامه­های دریافتی

 

تاریخ دریافت

اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران

 

250

 

158

 

5/12/1395

دانشجویان مقطع دکترای حسابداری

 

250

 

170

 

15/12/1395

اساتید دانشگاه

 

158

 

130

 

10/02/1396

 

ازآنجایی‌که تعداد گروه­های آزمودنی بیش از دو گروه است برای بررسی فرضیه­های پژوهش از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه استفاده می‌کنیم لذا قبل از آن پیش‌فرض‌های مربوط به این آزمون را یررسی می‌کنیم. 1) فرض نرمال بودن داده­ها 2) همگون بودن واریانس­ها

 

پیش‌فرض نرمال بودن داده­ها

 

توزیع داده­های پژوهش

 

پیش‌فرض همگونی واریانس­ها

 

جدول (4): نتیجه همگونی واریانس­ها

سطح معناداری

 

Df2

 

Df1

 

لوین

078/0

 

145

 

3

 

315/2

 

    همان‌طور که مشاهده می­شود آزمون لوین معنادار نشده که این امر حاکی از همگونی واریانس‌ها است لذا بعد از اطمینان از پیش‌فرض‌های آزمون در این مرحله از آزمون واریانس یک‌طرفه برای فرضیه­های پژوهش استفاده می‌کنیم.

 

جدول (5): آمار توصیفی

نمونه

 

تعداد

 

میانگین

 

انحراف معیار

اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران

 

158

 

1142/5

 

6/2

دانشجویان مقطع دکترای حسابداری

 

170

 

7625/6

 

08/2

اساتید دانشگاه

 

130

 

6584/7

 

02/3

 

یافته‏های پژوهش

در این بخش آزمون فرضیه‏های پژوهش انجام می‏گیرد که برای رسیدن به این مهم از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه استفاده شده است.

فرضیه اوّل: تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های پایه شامل حسابداری شرکت‏ها و مؤسسات، وجود ندارد.

 

جدول  (6): آنالیز واریانس ANOVA

 

 

مجموع مربعات

 

درجات آزادی

 

میانگین مربعات

 

آماره فیشر

 

معنی‌داری

بین گروه‏ها

درون گروه‏ها

جمع

 

3422.746

7440.551

77826.297

 

2

364

366

 

664.074

53.4384

 

4.175

 

0.627

 

    همان‌طور که در جدول شماره 6 مشاهده می­شود با توجه به اینکه p-value > 0.05 است آزمون در سطح خطای 0.05 معنادار نبوده و فرض آماری پذیرفته می‏شود. در نتیجه بین دیدگاه دانشجویان دکتری حسابداری، اساتید دانشگاه و اعضای جامعه حسابداران رسمی در مورد تناسب محتوا وشیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های پایه شامل حسابداری شرکت‏ها و مؤسسات تفاوت معناداری وجود ندارد.

فرضیه دوّم: تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های تکنیکی مانند حسابداری مدیریت و بودجه‌بندی، وجود ندارد.

جدول (7): آنالیز واریانس ANOVA

 

 

مجموع مربعات

 

درجات آزادی

 

میانگین مربعات

 

آماره فیشر

 

معنی‌داری

بین گروه‏ها

درون گروه‏ها

جمع

 

2656.296

61277.362

63933.657

 

2

355

357

 

664.074

173.100

 

3.836

 

0.0046

 

    نتایج تحلیل واریانس فرضیه دوّم، در جدول 7 نشان می­دهد که تفاوت معناداری بین دیدگاه پاسخ‌دهندگان مبنی مورد تناسب محتواو شیوه‏های ‏آموزش حسابداری(مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های مانند حسابداری مدیریت وجود دارد.یعنی با توجه به‌احتمال آماره F (0.0046) این تفاوت از لحاظ آماری معنادار است؛ و این موضوع دلالت بر رد فرضیه دوّم را دارد.

فرضیه سوّم: تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های حسابرسی، تصمیم‌گیری و گزارشگری، وجود ندارد.

 

جدول (8): آنالیز واریانس ANOVA

 

 

مجموع مربعات

 

درجات آزادی

 

میانگین مربعات

 

آماره فیشر

 

معنی‌داری

بین گروه‏ها

درون گروه‏ها

جمع

 

17679.838

88026.247

105706.675

 

2

353

355

 

4419.959

277.0981

 

15.900

 

0.001

 

    با توجه به مقادیر جدول شماره.8 مقدار p-value < 0.05 است آزمون در سطح خطای 0.05 معنادار بوده و فرض آماری پذیرفته نمی‏شود. در نتیجه بین دیدگاه دانشجویان دکتری حسابداری، اساتید دانشگاه و حسابداران رسمی در مورد تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های حسابرسی و تصمیم‌گیری و گزارشگری تفاوت معناداری وجود دارد. درنتیجه فرضیه سوم تأیید نمی­شود.

فرضیه چهارم: تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های پژوهشی شامل تجزیه‌وتحلیل و طراحی سیستم حسابداری، وجود ندارد.

جدول (9): آنالیز واریانس ANOVA

 

 

مجموع مربعات

 

درجات آزادی

 

میانگین مربعات

 

آماره فیشر

 

معنی‌داری

بین گروه‏ها

درون گروه‏ها

جمع

 

8811.941

134586.425

1432298.366

 

2

353

355

 

2177.986

381.265

 

5.713

 

0.001

 

    با توجه به اینکه p-value < 0.05 است آزمون در سطح خطای 0.05 معنادار بوده و فرض آماری پذیرفته نمی‏شود. در نتیجه بین دیدگاه دانشجویان دکتری حسابداری، اساتید دانشگاه و اعضای جامعه حسابداران رسمی در مورد تناسب محتواو شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های پژوهشی شامل تجزیه‌وتحلیل و طراحی سیستم حسابداری تفاوت معناداری وجود دارد. درنتیجه فرضیه چهارم تأیید نمی­شود.

 

بحث و نتیجه­گیری

 آموزش نقش و اهمیت زیادی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی، به‌ویژه آموزش عالی دارد. درنتیجه به‌منظور انطباق با نیازها و توسعه جامعه، ضروری است که دانشگاه‌ها اصلاحاتی را در بخش تأمین آموزش‌وپرورش جامعه انجام دهند. تأکید بر بهبود کیفیت، کارایی و نوآوری در آموزش می­تواند تا بتواند نیازهای فردی را برآورده سازد و آن را با نیازهای آینده جامعه سازگار کند. دانشگاه­ها و دانشکده­های محلی باید اهداف آموزشی خود را تنظیم کنند و با توجه به نظام برنامه درسی آن را تقویت کنند و توانایی خود را در ترکیب تئوری با عمل تقویت کنند. دانشگاه‌ها و دانشکده­ها باید براساس نیازهای اجتماعی هدایت شوند و پرورش‌دهنده‌ی استعدادهای موردنیاز جامعه باشند تا از این طریق بتوانند به توسعه بهتر و رقابت شدید دست یابند. تدریس حسابداری سنتی عمدتاً به دانش آموزان توانایی ثبت داده‌های اقتصادی را می­دهد و متخصصانی را آموزش می‌دهد که قادر به پردازش اطلاعات اقتصادی هستند، اما با رسیدن عصر اطلاعات بزرگ، کار حسابداری از تأکید سنتی بر حسابداری و نظارت بر استخراج و کاربرد عمیق داده‌ها تغییر کرده است و درنتیجه ماهیت کارکرد حسابداری در سال­های اخیر دچار تغییر شده است؛ بنابراین، برای تدریس حسابداری در دانشگاه­ها که استعدادهای حسابداری را صادر می‌کنند و تدریس حسابداری در دانشکده‌های حرفه‌ای بالاتر، نیاز به آموزش استعدادهایی باکیفیت بالاتر و توانایی کاری بالاتر است. در حال حاضر، داده‌های بزرگ به هر جنبه از جامعه نفوذ کرده‌اند و در زمینه اقتصادی، شرکت‌های بیشتری حسابداری خود را به‌روز کرده‌اند و شروع به استفاده از نرم‌افزار حسابداری هوشمند کرده‌اند که این روش­ها در آموزش­های حسابداری سنتی موجود نیستند. بااین‌حال در سال‏های اخیر بحث‏های فراوانی بین صاحب‌نظران رشته­ی حسابداری مبنی بر اینکه در حال حاضر حسابداران برای ورود به بازار کار و اتخاذ شغل حرفه‌ای به یک مجموعه وسیع‌تری از مهارت‏ها نیاز دارند مطرح گردیده است و این امر به برنامه آموزشی و محتوای آموزش آنان بستگی دارد. متأسفانه در دانشگاه‌ها هنوز بر اساس شیوه­های سنتی دانش حسابداری در حال تدریس است درصورتی‌که حسابداری تحت تأثیر زمینه‌های اقتصادی، تکنولوژی، سیاسی، فرهنگی و ... است باید محتوا و شیوه­های آموزش حسابداری متناسب با تحولات روز اصلاح گردد. پژوهش حاضر شامل چهار فرضیه است که در ادامه به نتایج حاصل از آزمون فرضیه­ها می­پردازیم. نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول پژوهش نشان می­دهد که تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های پایه شامل حسابداری شرکت‏ها و مؤسسات، وجود ندارد. درنتیجه فرضیه اوّل پژوهش تأیید می­شود. نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم پژوهش نشان می­دهد که تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های تکنیکی مانند حسابداری مدیریت و بودجه‌بندی، وجود ندارد. درنتیجه فرضیه دوم پژوهش تأیید نمی­شود. با توجه به رد فرضیه دوّم، نتایج پژوهش حاضر نشان می‏دهد که محتوا و شیوه‏های آموزش برای آماده‌سازی دانشجویان برای ورود به بازار کار مناسب نیست؛ که با نتایج پژوهش (Vakilifard and Rahnamay Roodposhti, 2012) سازگاری دارد. نتایج حاصل از آزمون سوم فرضیه پژوهش نشان می­دهد که تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های حسابرسی، تصمیم‌گیری و گزارشگری، وجود ندارد. در نتیجه فرضیه سوم پژوهش تأیید نمی­شود. عدم‌تأیید فرضیه سوم نشان می­دهد که این نتیجه با نتیجه­ی پژوهش (Setaysh and Mansori, 2012) سازگاری دارد؛ و سرانجام نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم پژوهش نشان می­دهد که تفاوت معناداری بین دیدگاه‌های پرسش‌شوندگان در ارتباط با تناسب محتوا و شیوه‏های ‏آموزش حسابداری (مقطع کارشناسی ارشد) با یادگیری مهارت‌های پژوهشی شامل تجزیه‌وتحلیل و طراحی سیستم حسابداری، وجود ندارد. درنتیجه فرضیه چهارم پژوهش تأیید نمی­شود. درنتیجه با توجه به آزمون چهارم فرضیه این پژوهش می­توان بیان کرد که، نتیجه این پژوهش با نتیجه پژوهش (Noravesh, Rostamyan and Dadgr, 2012) که دریافتند برنامه آموزش حسابداری (کارشناسی ارشد) از دیدگاه دانشجوهای این رشته اثربخش ناست مطابقت دارد. به‌طورکلی با توجه مطالب گفته شده و نتایج آزمون فرضیه­های این پژوهش می­توان به این نتیجه رسید که محتوای آموزشی دروس ارائه‌شده نمی‏تواند فارغ‌التحصیلان رشته حسابداری را برای اتخاذ شغل‏هایی که به مهارت‌های سطح بالایی همانند تجزیه‌وتحلیل و طراحی سیستم و همچنین مشاوره مالی نیاز دارند، آماده سازد.

     قسمت سوّم پرسشنامه درباره نظرات افراد برای ارتقاء برنامه آموزشی است. اکثر آن‌ها اشاره کرده بودن که روش‌های آموزش حسابداری اثربخش ناست و باید اصلاحات بسیاری در ساختار محتوای دوره، نوع درس و حجم مطالب و زمان پیش‌بینی‌شده صورت گیرد تا آموزش عالی در جایگاه مناسب نظری و عملی قرار گیرد. اساتید باید از روش‌های نوین تدریس و همچنین از ابزارهای تکنولوژی استفاده کنند تا مفاهیم دروس را بتوانند بهتر به فراگیران خود منتقل کنند.(Arab Mazar yazdy and Hojat sani, 2007) همچنین همه افراد به نبودن دوره‏های کارآموزی در دوران تحصیلی خود اشاره کرده بودند چون دوره‏های کارآموزی می‏تواند به آن‌ها در درک بهتر مسائل حسابداری و حسابرسی بسیار کمک کند؛ و یکی دیگر از دلایل بیان شده کافی نبودن استادان زبده و نبود پژوهش‏های مناسب در این رشته است. (Mojtahedzadeh, and Alawi Tabari, 2010) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که برنامه آموزش حسابداری نیاز به تغییراتی دارد که مهم‌ترین آن اضافه کردن دوره کارآموزی به برنامه آموزشی است. برای برطرف کردن مشکلات فوق پیشنهاد می‏گردد:

 1) دوره کارآموزی حسابرسی به برنامه آموزشی اضافه گردد تا دانشجویان به‌صورت عملی با شرایط محیط کار آشنا شوند.

2) دروس عملی در زمینه طراحی سیستم حسابداری و مشاوره مالی ارائه شود.

3) اساتید از روش‌های نوین آموزش استفاده کنند؛ و سطح دانش خود را در زمینه فناوری‌های جدید افزایش دهند.

4) ارتباط بیشتری بین دانشگاه و افراد شاغل در حرفه به وجود آید تا به این طریق نیز بر اثربخشی دوره‌های آموزشی حسابداری افزوده شود.

5) به‌منظور افزایش کارایی فارغ‌التحصیلان رشته حسابداری در جهت رفع نیازهای کنونی و آتی کشور 2 گرایش حسابداری مالی و حسابداری مدیریت در مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد ایجاد گردد.

 همچنین به پژوهشگران پیشنهاد می­شود که در مورد راه‌های افزایش درک متقابل حسابداران حرفه‌ای و جامعه دانشگاهی از آموزش تئوری و عملی متون حسابداری و همچنین در مورد تأثیر محتوا و روش‌های آموزش حسابداری بر ایجاد توانمندی کارآفرینانه در دانشجویان بررسی­هایی را انجام دهند.

Arab Mazar yazdy, M. & Hojat sani, M. & Goli,A.(2007). "Accounting Education in the Age of Information Technology". Journal of Accounting, (190), 26-31[in Persian].

Bahrami nasab,A. & Akhlaghi,M.R.(2012). "Comparative study of accounting in different countries". Tenth National Congress of Accountants, Al-Zahra University, 86-103 [in Persian].

Bashiri manesh,N. & Shahrokhi,S.(2012). "Understanding Accounting Student". Tenth National Congress of Accountants, Al-Zahra University, [in Persian].

Baghumian, R& Rahimi Baghi, A. (2011). "Barriers to the development of accounting education in Iran". Journal of Financial Accounting Empirical Studies. ninth period. 61-91, [in Persian].

Blazey, P., Ashiabor, H., & Janu, P. (2008). Stakeholder expectations for generic skills in accounting graduates: Curriculum mapping and implications for change. Macquarie Law WP 200813.

Dehghan dehnavi,H. & Mahmood,M. & Saba,N.(2012). "Determining components of accounting knowledge and skills in the new business environment with a structural equation modeling approach". Tenth National Congress of Accountants, Al-Zahra University, 21-38 [in Persian].

 Lin, Z. J., Xiong, X., & Liu, M. (2005). Knowledge base and skill development in accounting education: Evidence from China. Journal of Accounting Education23(3), 149-169.

Mojtahedzadeh,V. & Alawi Tabari,H. (2010). "Knowledge and skills required for graduates of undergraduate studies from the perspective of academics, practitioners profession". Journal of Accounting, 73-81[in Persian].

Mashayekhi,B. & Noravesh,I.(2005). Educational needs and priorities of management accounting: the perceptual gap between academics and practitioners in the profession. Review of Accounting and Auditing, 12(41), 133-161[Persian].

Nonahalnahr, A& Mohammadzadeh Salteh, H& Hamdollahi, K. (2014). "Assessing the impact of accounting education (academic education and periodic experiences) and experience on professional judgment of auditors". Experimental Accounting Research. [in Persian].

Noravesh,I. & Rostamyan,F. & Dadgar, SH.(2012). "Effectiveness of Accounting Education MA"..Tenth National Congress of Accountants, Al-Zahra University, 186-198[in Persian].

Noravesh,I.(2003). The process of reviewing the curriculum and offer a new program for undergraduate accounting majors. Journal of Accounting, (190), 29-37[Persian].

Novin, A. M., Pearson, M. A., & Senge, S. V. (1990). Improving the curriculum for aspiring management accountants: The practitioner's point of view. Journal of Accounting Education8(2), 207-224.

 Paisey, C., & Paisey, N. J. (2010, June). Developing skills via work placements in accounting: Student and employer views. In Accounting forum (Vol. 34, No. 2, pp. 89-108). Elsevier.

Rezaie, M. (2017). "Accounting training". Second Conference on Management, Economics and Accounting.

Rezai,N. & Ghorbani,A.A.(2012). "Future Accounting Education: Opportunities and Threats". Tenth National Congress of Accountants, Al-Zahra University, 55-84 [in Persian].

 Ragothaman, S., Lavin, A., & Davies, T. (2007). Perceptions of Accounting Practitioners and Educators on E-Business Curriculum and Web Security Issues. College student journal41(1).

Sugahara, S., & Lau, D. (2018). The effect of game-based learning as the experiential learning tool for business and accounting training: A study of Management Game. Journal of Education for Business, 1-9.

Salehi, M& Nasirzadeh, F& Rostami, V. (2014). "The challenges of accounting education in Iran through the number of practitioners and university references". Audit Knowledge Magazine. [in Persian].

Setaysh,M.H. & Mansouri,SH.(2012). "Explore ways to create alignment between the content of accounting with the requirements of the business environment". Empirical Studies of Financial Accounting,10(33),19-33[in Persian].

Tan, Samuel T. September (2012). The Impact of Accounting Education and Moral Reasoning on Professional Judgement : the Case of Charity Disclosures. 1-46.

Vakilifard, H. & Rahnamay Roodposhti,F. (2012). "Determining priorities and training needs of the course in accounting from the perspective of students, professors and practitioners in providing professional and effective manner". Thesis [in Persian].

Wang, Q., Liu, D., & Qin, S. (2018, June). Innovation and Practice of Applied Accounting Talents Training Mode in Local Colleges and Universities Based on Supply-Side Reform--Taking Shenyang Jianzhu University as an Example. In 2018 2nd International Conference on Education, Economics and Management Research (ICEEMR 2018). Atlantis Press.

Yang, L. H., Zhang, C., & Liang, X. T. (2018, May). Research on Reform and Innovation of Accounting Manual Training. In 4th Annual International Conference on Management, Economics and Social Development (ICMESD 2018). Atlantis Press.

Zhang, Y. (2018). Model Innovation and Teaching Effect Evaluation of Accounting Teaching in Higher Vocational Colleges in the Era of Big Data. Educational Sciences: Theory & Practice18(6).